حسناحسنا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

تقدیم به دختر گل و بی همتایمان حسنا

دومین حضور فرشته آسمونی خدا در سالگرد ازدواجمون

حسنا جون ، پنجمین سالگرد ازدواجمون رو در حالیکه شما 14 ماه و 5 روزت بود جشن گرفتیم ، ما از اینکه خداوند شما رو به ما هدیه داده خیلی خوشحالیم و خداوند رو هزاران مرتبه ممنونینم ، اگرچه شکر خدا رو باز هم نمی تونیم به جا بیاریم . عزیزم امسال هم به رسم سالگرد های ازدواجی که من و بابا با هم داشتیم به امازاده صالح (ع) رفتیم البته روز قبل از سالگرد اردواجمون و اونم با خانواده عمه معصومه که خوش گذشت. فرداش که سالگرد ازدواجمون بود سه تایی به پارک آب و آتش رفتیم که خیلی خوش گذشت و بعدم به رستوران تک بناب رفتیم که غذاش خیلی خوب بود و در کل یه شب خیلی عالی رو در کنار هم داشتیم ، خدا رو شکر.   اولش که وارد پارک شدیم خواب بودی.  ...
4 تير 1394

14 ماهگیت مبارک وروجک ما

نفس مامان و بابا ، برای دومین بار عکست به مناسبت تولدت تو نشریه ایرانخودرو چاپ شد یه بار ماه قبل و یه بارم تو فرودین 94 ، میدونی چرا دو بار چاپ کردن چون شما زیباترین دختر دنیایید دلشون نیومده مجددا چاپ نکنن ، مجددا تولدت مبارک فرشته آسمونی ما .   حسنا بابالو ، زیباترین فرشته خدا   عاشق این تاپ جدیدتی که مامانی و بابایی مامان برات زحمت کشیدن و عیدی آوردن .   حتی دوست داری صبحانتو در حال تاپ سواری بخوری.   خاله آزاده هم که تولدت متاسفانه نتونسته بود بیاد وقتی عید خونمون اومدن این لباس خوشگل رو آورد . دستشون درد نکنه ، خیلی نازه .   توي اين ماه هزار ماشاله ديگه ...
28 خرداد 1394

حسنا خانم در ساوه

حسنا جون ، دقیقا روزی که 14 ماهت پر شد ویلای خدا بیامرز مامان بزرگ مامان تو ساوه بودیم و علاوه بر مامانی و بابایی ، عمه ها و عمو های مامان هم بودن که خیلی خوش گذشت.   فدای این دختر ناز بشیم الهی .   این عکس رو تو باغچه ویلاشون انداختیم.   اینجا هم در حال send kiss کردن یا همون بوس فرستادنی ، هزار ماشاله انگلیسی خیلی خوب متوجه میشی .   بابایی مامان هم خیلی دوستت داره و اگر جایی بریم که ایشونم باشن حسابی مثل مامان و بابا مراقبته ، دستشون درد نکنه.   ناهار رو باغ بادوم خوردیم که خیلی چسبید ، اینجا هم که میبینی چطور بابایی داره بهت میرسه .   از اونجای...
27 خرداد 1394

13 بدر در شمال

حسنا ، عزیز دلمون ، امسال 13 بدر به رامسر رفتیم . روز 13 بدر لباس سنتی تنت کردیم و البته مامان و بابا هم پوشیدن و یه عالمه عکس تکی و گروهی با مامان و بابا گرفتی و همینطور فیلم هم گرفتیم تا بعدا تو ساخت کلیپ 2 سالگی استفاده کنیم . با مامان سوارکاری کردیم که خیلی خوب بود و شما هم اصلا نترسیدی تازه برای باباحسن در حال سوارکاری دستم تکون میدادی ،در کل خیلی خوش گدشت.   قبل از بیرون رفتن ، نانار جون اینجا فکر کنیم داری فکر میکنی کجا می خوایم بریم و چیکار میخوایم بکنیم نه؟ چون پارسال 13 بدر فقط 45 روزت بود واصلا یادت نیست.   هزار ماشاله چه دختر نازی.   فدات بشیم که انقده نازی ، هزار ماشاله  ...
26 خرداد 1394

نوروز 94 مبارک

حسنای ما ، نفس مامان و بابا ... امسال دومین بهار زندگیت بود ... من و باباییت خیلی خوشحالیم که خدای مهربون تورو بهمون داده. ایشالا امسال سال خیلی خوبی برات باشه   قربون این دختر خوش تیپ بریم هزار ماشاله چه کیفی هم انداخته   امسال هم که اولین سالت بود که می تونستی به غیر از شیر مامان چیزای دیگه بخوری هزار ماشاله همش مشغول خوردن بودی ، نوش جان.   ایشونم مرسانا خانم ، نوه عموی مامانه که 2 ماه ونیمشه و  شما داری فوندل یا نازش میکنی ، راستی عزیزم از موقعی که کلاس زبان میری سعی میکنیم تو خونه با شما فقط انگلیسی صحبت کنیم هزار ماشاله هوشتم خیلی خوبه و سریع یاد میگیری اینجا هم وقتی به...
19 خرداد 1394

13 ماهگیت مبارک دختر نازمون

نفس مامان وبابا ، عمر ما ، دختر وروجک و نازنین ما ، 13 ماهگیت مبارک. راستشو بخوای هزار ماشاله به توان N شما خیلی خیلی شیطون شدی ، البته من و بابا تصمیم گرفتیم دیگه صفت شیطون رو برای شما استفاده نکنیم و صفت وروجک رو به جای اون جایگزین کردیم وبلههههههههههه خیلی خیلی وروجک شدی ، مامان و بابا (البته مامان بیشتر ) خیلی خوش خیال بودیم که فکر میکردیم همین که شما چهار دست و پا میری خیلی مراقبتت سخت شده ، در صورتی که الان که راه افتادی خیلی خیلی ... بیشتر باید هواسمون بهت باشه ماشاله مثل موشک تو یه لحظه به هدف مورد نظر میرسی و تصمیمت رو اجرایی می کنی ، به قول بابا حسن وقتی یه چیزی رو حسنا خانم می بینه و شما هم میبینی و تصمیم بگیرید که اونو برداری ...
12 خرداد 1394

جشن نوروز 94

22 اسفند ماه ، از طرف موسستون جشن نوروز گرفته بودن که هر کدام از بچه ها به همراه پدر و مادرشون دعوت شده بودن .ما هم سه تایی به این جشن قشنگ رفتیم و خیلی خوش گذشت.   عزیز دلمون ، اینجا تازه به جشن رسیدیم.   هنوز از راه نرسیده آویزهای شمعدانی وسط میز نظرت رو جلب کرد و میخواستی بکنی ، فدای این دختر شیطون بشیم ، عزیز دلمون می افته .   این هد قشنگی رو هم که به سرت زده بودیم رو دوست نداشتی و همون اول از سرت برداشتی.   اینجا هم با سفره هفت سین عکس انداختیم که سفره روی میزه و دیده نمیشه.   فرشته آسمونی ما در بین فرشتگان دیگر   حسنا جون از اونجایی که هنوز ...
8 ارديبهشت 1394